




۱-مریم رصاف با۱۵۶رای
۲-سمیه پیراسته با۱۵۵رای
۳-مرضیه زراعتی با۱۴۵رای
۴-زهراعباسی با۱۴۰رای
۵-سانازخیراتی با۱۳۸رای
ودونفرجایگزین هم:
۱-مریم ظریفکاربا۱۳۶رای
۲-زینب محمودی با۱۲۸
به عضویت شورای مرکزی شهرستان درامدند.که ازصمیم قلب به آنها تبریک میگویم.
۱-مریم رصاف با۱۵۶رای
۲-ظریفکاربا۱۵۵رای
۳-مرضیه زراعتی با۱۴۵رای
۴-زهراعباسی با۱۴۰رای
۵-سمیه پیراسته با۱۳۸رای
و۲نفرکهجایگزین اعلام شدند:
۱-زینب محمودی با۱۳۶رای
۲-فعلا یادم نیست
میلاد باسعادت حضرت معصومه(س)برتمامی شیعیان مبارک باد![]()
به همین مناسبت چندعکس ازعکسهای قدیمی این حرم متبرکه روبراتون میزارم
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
![]() |
|
زيارت بانوي مکرم اسلام حضرت فاطمه معصومه (س) |
حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.
سرچشمه دانش
حضرت معصومه (س) در خانداني که سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکي در اين باره ميگويد: «هر يک از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به کاظم، فضيلتي مشهور دارد». بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والامقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي که ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشکار است و اين حقيقت روشن مي سازد که ايشان نيز چون حضرت زينب (س) «عالمه غير معلمه» بوده است.
مظهر فضايل
حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: «آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند.»
مقام علمي حضرت معصومه (س)
حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده که روزي جمعي از شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش.
فضيلت زيارت
دعا و زيارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهايي، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زيارت، جامي است زلال از معنويت ناب درکام عطشناک زندگي؛ و زيارت حرم معصومه (س)، بارقه اميدي در فضاي غبارآلود زمانه، فرياد روح مهجور در هنگامه غفلت و بي خبري، و نسيمي فرحناک و برخاسته از باغستان هاي بهشت است. زيارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس مي دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نوميدي باز مي دارد و به تلاش بيشتر دعوت مي کند. زيارت مزار با صفاي کريمه اهل بيت (س)، سبب مي شود که زائر حرم، خود را نيازمند پروردگار ببيند، در برابر او خضوع کند، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامي بدبختي ها و سيه روزي هاست- فرو آيد و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالميان قرار دهد. بر همين اساس است که براي زيارت آن حضرت، پاداش بسيار بزرگي وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در اين باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: «هر کس عمه ام را در قم زيارت کند، بهشت از آن اوست».
برگزيدن شهر قم
پس از آنکه حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسيد، بيمار شد. چون توان رفتن به خراسان را در خود نديد، تصميم گرفت به قم برود. يکي از نويسندگان در اين باره که چرا حضرت معصومه (س) شهر قم را برگزيد، مي نويسد: «بي ترديد مي توان گفت که آن بانوي بزرگ، روي ملهم و آينده نگر داشت و با توجه به آينده قم و محوريتي که بعدها براي اين سرزمين پيش مي آيد - محوريتي که آرامگاه ايشان مرکز آن خواهد بود - بدين ديار روي آورد. اين جريان به خوبي روشن مي کند که آن بانوي الهي، به آينده اسلام و موقعيت اين سرزمين توجه داشته و خود را با شتاب بدين سر زمين رسانده و محوريت و مرکزيت آن را با مدفن خود پايه ريزي کرده است.
زيارت حضرت معصومه (س) از منظر روايات
درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه (س) روايات فراواني از پيشوايان معصوم رسيده است. از جمله، هنگامي که يکي از محدثان برجسته قم، به نام «سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا (س) شرفياب مي شود، امام هشتم خطاب به ايشان مي فرمايد: «اي سعد! از ما در نزد شما قبري است». سعد مي گويد: فدايت شوم! آيا قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر (س) را مي فرماييد؟ مي فرمايد: «آري، هر کس او را زيارت کند، در حالي که به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.»
پيشواي جهان تشيع امام جعفر صادق (س) نيز در اين باره مي فرمايد: «هر کس او را زيارت کند، بهشت بر او واجب گردد». و در حديث ديگري آمده است: «زيارت او، هم سنگ بهشت است».
زيارت مأثور درباره حضرت معصومه (ع)
يکي از ويژگيهاي حضرت معصومه (س)، ورود زيارتنامه اي از سوي معصومان (س) درباره ايشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوي بزرگواري است که زيارت مأثور دارد. بانوان برجسته اي چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خديجه بنت خويلد، فاطمه ام البنين، زينب کبري، حکيمه خاتون و نرجس خاتون که هيچ شک و ترديدي در مقام بلند و جايگاه رفيع آن ها نيست. هيچ کدام زيارت مأثور از سوي معصومان (س) ندارند و اين نشان دهنده مقام والاي اين بانوي گرانقدر اسلام است. باشد که شیعیان و پيروان اهل بيت عصمت و طهارت (س) به ويژه بانوان، اين مقام بزرگ و عالي را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حيا باشند. تنها در اين صورت است که روح باعظمت اين بانوي بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد.
امام رضا (ع) و لقب «معصومه»
حضرت فاطمه معصومه (س) بانويي بهشتي، غرق در عبادت و نيايش، پيراسته از زشتي ها و شبنم معطر آفرينش است. شايد يکي از دلايل «معصومه» ناميدن اين بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلي يافته است. بر اساس پاره اي از روايات، اين لقب از سوي امام رضا (ع) به اين بانوي والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقيه بلند انديش و سپيد سيرت شيعه، علامه مجلسي (ع) در اينباره ميگويد: امام رضا (ع) در جايي فرمود: «هرکس معصومه را در قم زيارت کند، مانند کسي است که مرا زيارت کرده است».
کريمه اهل بيت
حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقيهان گران قدر شيعه، به لقب «کريمه اهل بيت» ياد مي شود. از ميان بانوان اهل بيت، اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است. بر اساس روياي صادق و صحيح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آيت الله مرعشي نجفي، اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در اين رؤيا، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت.
القاب حضرت معصومه (س)
به طور کلي، سه زيارت نامه براي حضرت معصومه (س) ذکر شده که يکي از آن ها مشهور و دو تاي ديگر غير مشهور است. اسامي و لقب هايي که براي حضرت معصومه (س) در دو زيارت نامه غير مشهور ذکر شده؛ به قرار ذيل است: طاهره (پاکيزه)، حميده (ستوده)؛ بِرّه (نيکوکار)؛ رشيده (حد يافته)؛ تقّيه (پرهيزگار)؛ رضّيه (خشنود از خدا)؛ مرضيّه (مورد رضايت خدا)؛ سيده صديقه (بانوي بسيار راستگو)؛ سيده رضيّه مرضّيه (بانوي خشنود خدا و مورد رضاي او)؛ سيدةُ نساء العالمين (سرور زنان عالم). هم چنين محدثّه و عابده از صفات و القابي است که براي حضرت معصومه (س) عنوان شده است.
شفاعت حضرت معصومه (س)
بالاترين جايگاه شفاعت، از آن رسول گرامي اسلام است که در قرآن کريم، از آن به «مقام محمود» تعبير شده است. همين طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام، شفاعت گسترده اي دارند که بسيار وسيع و جهان شمول است و مي تواند همه اهالي محشر را فرا گيرد. اين دو بانوي عالي قدر، صديقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفيعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همين بس که شفاعت، مهريه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پيک وحي طاقه ابريشمي از سوي پروردگار آورد که در آن، جمله «خداوند مهريه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد»، اين حديث از طريق اهل سنت نيز نقل شده است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگي شفاعت، هيج بانويي به شفيعه محشر، حضرت معصومه (س) نمي رسد. بر همين اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: «با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند».
سرّ قداست قم
در احاديث فراواني به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل بيت (ع) معرفي و خاک آن را، پاک و پاکيزه تعبير کرده است. همچنين ايشان در ضمن حديث مشهوري که درباره قداست قم به گروهي از اهالي ري بيان کردند، فرمودند: «بانويي از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت، او همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند». او مي گويد: من اين حديث را هنگامي از امام صادق (ع) شنيدم که حضرت موسي بن جعفر(ع) هنوز ديده به جهان نگشوده بود. اين حديث والا، از رمز شرافت و قداست قم پرده برمي دارد و روشن مي سازد که اين همه فضيلت و شرافت اين شهر که در روايات آمده، از ريحانه پيامبر، کريمه اهل بيت (س)، مهين بانوي اسلام، حضرت معصومه (س) سرچشمه مي گيرد که در اين سرزمين ديده از جهان فرو مي بندد و گرد و خاک اين سرزمين را، توتياي ديدگان حور و ملايک مي کند.
محبت و مباهات حضرت معصومه (س) به امام هشتم
مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از يک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره اي تابان از دامان نجمه درخشيد که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترين عواطف انباشته شده و در سوداي دلش را بر او نثار کند. بين حضرت معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت شگفت انگيزي بود که قلم از ترسيم آن عاجز است. در يکي از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نيز نقشي دارد، هنگامي که نصراني مي پرسد: شما که هستيد؟ مي فرمايد: «من معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم». اين تعبير، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (ع) و نيز از مباهات ايشان به اين خواهر- برادري سرچشمه مي گيرد.
سرآمد بانوان
فاطمه معصومه (س) از جهت شخصيت فردي و کمالات روحي، در بين فرزندان موسي بن جعفر (ع) بعد از برادرش، علي بن موسي الرضا (ع) در والاترين رتبه جاي دارد. اين درحالي است که بنا بر مستندات رجالي، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بين اين همه بانوي گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شيخ عباس قمي آنگاه که از دختران موسي بن جعفر (ع) سخن مي گويد، درباره فاطمه معصومه (س) مي نويسد: «بر حسب آنچه به ما رسيده، افضل آن ها، سيده جليله معظمه، فاطمه بنت امام موسي (ع) معروف به حضرت معصومه است.
فضيلت بي نظير
شيخ محمد تقي تُستري، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوي اسوه معرفي کرد و فضيلت وي را در ميان دختران و پسران حضرت موسي بن جعفر (ع)، غير از امام رضا (ع) بي نظير دانسته است. ايشان در اين زمينه چنين مي نويسند: «در ميان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا (ع) کسي هم شأن حضرت معصومه (س) نيست». بي گمان اين گونه اظهار نظرها و نگرش به شخصيت فاطمه دختر موسي بن جعفر (ع) بر برداشت هايي استوار است که از متن و روايات وارده از ائمه اطهار (ع) به دست آمده است. اين روايت ها، مقام هايي را براي فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛ مقامي که نظير آن، براي ديگر برادران و خواهران وي ذکر نکرده اند و به اين ترتيب، نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است.
بوي وصال
بي شک اهل بيت پيامبر (ص) چهره هاي پرفروغي به جهانيان عرضه کرده اند و نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان فضايل مي درخشد. درخشان ترين ستاره در ميان بانوان هفتمين منظومه ولايت، فاطمه فرزند پاکيزه موسي بن جعفر (ع) است؛ بانويي که سالهاست تشنگان معرفت از حريمش، زلال ايمان مي نوشند و عارفان با گذر بر زندگي فرزانه اش و درک لحظه هاي آسماني شدنش، درهاي عروج را به روي خود مي گشايند و بوي وصال را در گستره زمين منتشر مي سازند.
به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام
تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام
به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام
صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام
در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام
به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام
منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام
غروب غمگين
حضرت فاطمه (س) پس از ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قيد حيات بود و سپس دعوت حق را لبيک گفت و به سوي بهشت برين پرواز کرد. اين حادثه در سال 201 هجري رخ داد. سلام بر اين بانوي بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اينک آفتاب حرم باصفايش، زمين قم را نوراني کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پيام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتي. اي فاطمه! در روز قيامت، شفيع ما باش که تو در نزد خدا، جايگاهي ويژه براي شفاعت داري







كسى كه انتظار قيام مصلح جهانى را دارد در واقع، انتظار انقلاب وتحولى را دارد كه وسيع ترين و اساسى ترين انقلاب هاى انسانى در طول تاريخ بشر است؟ انقلابى كه همه شؤون زندگى انسان ها را شامل مى شود .
انتظار، هميشه از دو عنصر نفى و اثبات تشكيل می شود، يعنى ناراحتى از وضع موجود، وعشق وعلاقه به وضعيت بهتر . پس كسانى كه در انتظارند، اگر در ادعاى خود صادق باشند، بايد اين اَثار در اَن ها اَشكار شود
:
1- خود سازی فردى : منتظِر، هميشه بايد خودساخته و اَماده باشد. براى تحقق بخشيدن به چنين انقلاب عظيمى، مردانى بزرگ مصمم، نيرومند، خودساخته، شكست ناپذير و داراى بينش عميق لا زم است. خودسازى براى چنين هدفى، مستلزم به كار بستن برنامه هاى اجتماعى، فكرى واخلاقى است
.
2- خود سازی اجتماعی منتظِر، علاوه بر خودسازى خويش، بايد مراقب حال ديگران نيز باشد و علاوه بر اصلاح خويش، در اصلاح ديگران و جامعهْ خود نيز بكوشد. در ميدان مبارزه، هيچ فردى نمى تواند از حال ديگران غافل بماند، بلكه موظف است هر نقطه ضعفى راكه در هركجا مى بيند، اصلاح كند و هر موضع اَسيب پذيرى را ترميم نمايد.
3
- حل نشدن در فساد محيط : يكى از اَثارانتظار، عدم تسليم در برابر آلودگى هاى جامعه است . هنگامى كه فساد فراگير مى شود و بيشتر مردم را به آلودگى می كشاند، گاهى افراد پاك در يك بن بست روانى قرار می گيرند، واز اصلاحات، مأيوس مى شوند وفكر می كنند كار ازكار گذشته است وديگر اميدى براى اصلاح نيست، اين نوميدى ممكن است اَنان را به صورت تدريجى به فساد وهمرنگى با محيط بكشاند.
تنها چيزى كه مى تواند در ان ها روح اميد بدمد وبه مقاومت وخويشتن دارى دعوت كند، اميد به اصلاح نهايى وظهور مصلح جهانى است
. 4
- پايداری دربرابر رهبری های فاسد و مبارزه با فساد: هركس سرگذشت دستگاه هاى جبار بنى اميه، بنى عباس، امويين اندلس، سلاطين عثمانى وديگركسانى راكه بر جوامع مسلمان به اسم اسلام وحاكم مسلمان، در هند، ماوراء النهر، ايران، مصر شام و نقاط ديگر اَسيا، اَفريقا واروپا مسلط شدند بخواند، مى فهمدكه چه وضع نا اميدكنند ای پیش اَمدكه هدف هاى واقعى واصولى اسلام، بيثشر از رسميت افتاد واصلاً مطرح نبود
. تنها چيزى كه مسلمانان را در برابر اين وضعيت نگاه داشت و اَن ها را در حال اعتراض به اوضاع وتقاضاى اجراى برنامه هاى اسلامى دلير می كرد، وعده هاى قراَن وپيامبر(ص) بود كه:
اين دين از بين نمى رود و اَينده براى اسلام است. اين وعد ها بود كه مسلمانان را در برابر حوادثى مانند تسلط بنى اميه، جنگ هاى صليبى، هجوم چنگيز و سرانجام، استعمار قرن اخير، پايدار نگه داشت و مسلمانان را عليه اَنان به جهاد وپيكار برانگيخت.
بنابراين مسلمان، تسليم ظلم وفساد نمى شود وبا ستمگران و مفسدان همراه وهم صدا نخواهد شد. (1)
البته اَثار النتظار، منحصر به اين چهار اثر نيست . براى مطالعه بيشتر مى توانيد به كتب ديگر مانند انقلاب جهانی مهدی اثر اَيت الله مكارم شيرازى، مبحث انتظار مراجعه نماييد.







در عصر ماكه يهوديان صهيونيست خود بر پاى خاسته وبا اشغال فلسطين درصدد برآمد ه اند حقارت هميشگى قوم يهود را برافكنند، چيزى از تب وتاب انتظار موعود كاسته نشده است ويهوديان در انتظار مسيحا لحظه شمارى می كنند.

حدود صد سال پيش متفكران يهود گفتند قوم ما اين همه سال در انتظار مسيحا خوارى ها را بر خود همواركرد، ولى از وی خبرى نيامد. ديگر انتظارمان به سر آمد وكاسه صبرمان لبريز شد. جا داردكه خود براى پايان دادن به وضع موجود برخیزیم .
آنان مكتب صهيونيسم را تأسيس كردند وگفتند بايد خودمان فلسطين را بگيريم . عموم يهوديان می گفتند اين كار درست نيست، زيرا طبق باورهاى دينى، تنها مسيحا مى تواند به چنين كارى اقدام كند. صهيونيست هاگفتند ما براى قيا م مسيحا پايگاهى در فلسطين درست می كنيم. قانع نمودن قومى كه قرن ها در خيالات واهى به سر برده بود، كارى مشكل بود.

اما آنان با صبر وحوصله فراوان، براى اين كار تبليغ كردند و مهاجرانى را به فلسطين بردند وپنجاه سال پيش دولت غاصب اسرائيل را در اراضى اشغالى بنياد نهادند.
البته هنوز هم اقليتى ناچيز از يهوديان بر اثر دلبستگى شديد به اميدهاى قديم، تشكيل دولت صهيونيستى را مخالف آرمان مسيحاى مى دانند وپيوسته با آن مخالفت كرده، می گويند بايد به سنت انتظار ادامه داد.

سرانجام، سواد اعظم يهوديت صهيونيسم را از جان ودل پذيرفتند و آن را رهگشاى عصر مسيحا دانستند. از اين رو، صهيونيست هاى غاصب فلسطين، علاوه بر دعاهاى مسيحايى موسوم، در پايان مراسم سالگرد بنيانگذارى رژيم غاصب (پنجم ماه اِیار عبرى) پس از دميدن در شيپور عبادت، اين گونه دعا می كنند:
اراده خداوند ما چنين بادكه به لطف او شاهد سپیده دم آزادى باشيم ونفخ صور مسيحا، گوش ما را نوازش دهد.





حضرت عيسى (ع) از ميان مردم رفت . 
گروهى از ياران وى گفتند: درست است كه او درگذشت وبه خاك سپرده شد، ولى در روز سوم از قبر خود برخاسته وبه آسمان رفته است و دوباره براى پادشاهى بر روى زمين برخواهد گشت
همچنين گفتند: حضرت عيسى براى اين كشته شدكه فداى گناهان مردم شود و مدعى شدندكه پيامبران پيشين درد ورنج وتصليب وی را پيشگويى كرده بودند. از نظر مسيحيان، حضرت عيسى (ع) شهيد نشد، بلكه قربانى گناهان مردم گرديد.
تا جايى كه تاريخ نشان مى دهد، اين باور زيربناى مسيحيت بوده است و مسيحيان در تبليغات خود اين مسأله را بسيار مطرح می كنند
.
پس از صعود حضرت عيسى (ع) مسيحيان يقين داشتند كه او به زودى مى آید، زيرا از حضرت عيسى (ع) نقل مى شدكه درباره خودگفته است: پسر انسان خواهد آمد در جلال پدر خويش به اتفاق ملائكه خود، و درآن وقت هركس را موافق اعمالش جزا خواهد داد
شوق ظهورعیسی مسیح(ع) مردم بر اثر علاقه شديد به بازگشت حضرت عيسى (ع) دچار توهمات شدندوتاريخ هايى را براى اين رويداد پيشگويى كردند. اين پيشگويى ها، مانند پيشگويى هاى مشابه آن در اديان ديگر، غلط از آب در آمد و در نتَيجه، رهبران دينى مردم را از اين كار برحذر داشتند
.
فرقه هاى منتظر ظهور متعددى پديد آمدكه پايه آن ما را بر اين توهمات گذاشته بودند . مثلاً فردى به نام ويليام ميلر اعلام كرد حضرت عيسى (ع) درسال 843 1 تا 844 1م بازخواهدگشت. پيشگویى وى تحقق نيافت وخود او متعهد شد كه ديگر پيشگويى نكند
فرقة ادوِنيست هاى روز هفتم كه بر اثر پشگويى هاى این شخص پديد آمد، تا عصر ما باقى است.
گروهى از آناباپتيست ها در قرن شانزدهم، براى آماده كردن زمينه سلطنت هزار ساله حضرت عيسى (ع) برخاستند وبرخى از شهرها را براى مدتى در اختيارگرفتند، ولى شورش آنان بى رحمانه سركوب شد
ايروينگيان براى سرعت بخشيدن به ظهور آن حضرت، دوازده حوارى تعيين كردند، ولى از اين ابتكار طرفى نبستند
گروهى از آنان به نام نوايروينگيان براى آن حواريون جانشينانى تعيين كردند و به اين حركت ادامه دادند . گواهان يهوه براى پذيرايى ازحضرت عيسى (ع) و انبياى پيشين در امريكا آپارتمان تهيه كردند
مورمون ها، كریستادِلفين ها وبرخى از فرقه هاى عجيب وغريب ديگر مسيحيت، براى شتاب دادن به ظهور حضرت عيسى (ع) به كارهايى از اين قبيل دست زدند


فرهنگ عاشورا، زمينه ساز فرهنگ انتظار است.
انتظار، ادامه عاشورا است و چشم به راه حسين ديگرى نشستن، دركربلاْ"یى به وسعت جهان. در زيارت عاشورا، در دو قسمت، از خون خواهى حسين (ع) در ركاب امام مهدى (ع) خبر مى دهد. (1)
امام باقر(ع) فرمود: يكديگر را در روز عاشورا، اين گونه تعريت دهيد: اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین و جعلنا وایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی من آل محمد (ع) (2) خداوند اجر ما و شما را در مصيبت حسين (ع) بزرگ گرداند و ما و شما را ازكسانى قرار دهدكه به همراه ولى اش، امام مهدى از آل محمد(ع)، طلب خون آن حضرت كرده، به خون خواهى او برخيزيم.
پاره اى روايات، عاشورا را روز ظهور حضرت مهدى (ع) ذكركرده اند. (3)
پس انتظار، انتظار انتقام عاشوراست و ياران مهدى (ع) همه عاشورايى اند. كسانى مى توانند در ركاب مهدى (ع) باشند و امام حق را يارى رسانندكه در مكتب عاشورا، آبديده شده و معيار جنگ و صلح را از او آموخته باشندكه حسين (ع)، خود معيار سلم و حرب و تولأ و تبرا است
منتظر يكى از لقب هاى معروف حضرت مهدى (ع) است

به كسى گويندكه عده اى در انتظار او باشند . بر این اساس امام عصر(ع) را ازآن جهت منتظر مى نامند كه شيعيان در انتظار او به سر مى برند، تا پس از اذن ظهور پيداكردن آن حضرت از طرف خداوند متعال، به يارى او بشتابند و او را در فراهم ساختن زمينه تشكيل حكومت عدل الهى، برچيدن بساط ظلم و نابسامانى از سر تا سر عالم، برقرارى صلح و امنيت واقعى كه آرزوى هميشگى انسان در طول تاريخ بوده است، يارى كنند .

آنگاه در بسترى كه به بركت حاكميت عدالت و صلح و صفا فراهم شده است، به كسب فضايل اخلاقى وكمالات انسانى كه سعادت ايدى او درگرو آراستگى به آن هاست، بپرد ازند.
درباره علت منتظر ناميده شدن امام مهدى (ع) رواياتى از طرف ائمه اطهار(ع) نقل شده است. از جمله نقل مى كنند:
روزى شخصى از امام باقر(ع) سؤال كرد: اى فرزند رسول خدا به چه دليل مهدى آل محمد(ع) را منتظَر ناميد ه اند؟آن حضرت در جواب مى فرمایند: به این دليل او را منتظر مى گویند كه آن حضرت دوره غيبت بسيار طولانى خواهد داشت.پیروان مخلص او در طول این دوره با وجود سختى هاى زيادى كه دارد، در انتظار ظهور او به سر خواهند برد. این در حالى است كه بسيارى از افراد ترديدكننده، قيام و ظهور او را منكر خواهندشد...
علاوه بر روايات، در مجموعه زيارت و ادعيه نيز ازآن حضرت با لقب منتظر ياد شده است.
به عنوان نمونه در بخشى از دعاى ندبه مى خوانيم: این المنتظر لاقامة الاممت مالعوج كجاست آن امامى كه مردم به منظور برطرف ساختن اساس كژى و انحراف ها در انتظار او به سر مى برند يا در زيارت صاحب الامر(ع) آمده است: السلام علی النتظر والعدل المشتهر.
درود برآن قيام كنند ه اى كه جهانيان در انتظار اويند وسلام برآن امام عادلى كه عدالتش سر تا سرعالم را فرا خواهد گرفت


سالهاست که در انتظار دیدن جمالت، چشم انتظاریم. به هر گلی که میرسیم، بوی تو را در آن جست و جو میکنیم. در کوچه پس کوچههای عشق به دنبال معشوق میگردیم تا شاید نشانی تو بیابیم و بتوانیم گرمای وجودت را با تمام وجودمان حس کنیم. چه زیباست لحظهی وصال! یا صاحب الزمان عجّلاللهتعالیفرجکالشریف! قلبم آکنده از عشق به شماست، ولی اعمالم، چیز دیگری میگویند. شنیدهام که اندرون قلب مرا میبینی و گرچه اعمالم باعث آزردگی خاطر شماست ولی عشق به وصال وجود نازنینت، مرا به زندگی و آینده امیدوار میکند.
در آن نفـس کـه بمـیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
قلم ناتوان است از حس و نگارش عشقی که خودم هم نمیتوانم آن را بیان کنم.
مولای من! آن زمان که در جست و جوی شما آوارهی کوی و برزن هستم تا نشانی از تو بیابم، وقتی به در خیمه میرسم، متوجّه میشوم که من نیز مانند آن مرد صابونی، غرق در پستیهایی هستم که مانع رسیدن به وصال محبوب است.
هنگامی که به درون خود و به فطرت اولیهی خویش که خداوند در نهاد همه گذاشته مراجعه میکنم، با چشم دل آثار و برکات شما را به خوبی میبینم و بارقههای امید در وجودم شعلهور میشود.
بهشـت عـدن اگر خـواهی بیا با ما به میخانه
که از روی خمت سوزی به حوض کوثر اندازیم
آری، جهت رسیدن به کمال عظمای الهی باید به در خانه رفت. باید خانه را پیدا کرد و در مسیر رسیدن، از سختیها و نا ملایمات نترسید.
در بیابان گـر به شـوق کعبه خواهی زد قـدم
سـرزنشها گـر کـند خـار مـغـیلان غـم مخـور


در روايات، استقامت در دين، پارسايى و تخلق به مكارم اخلاق از ويژگى هاى منتظران حقيقى شمرده شده است.

پیامبرگرامى اسلام (ص) در تجليل از مقام شامخ منتظران حقيقى خطاب به صحابه فرمود: شما اصحاب من هستيد، ليكن برادران من مردمى هستندكه در آخرالزمان مى آیند.

آن گاه در مقام توصيف اوج مجاهدت و تدين ايشان مى فرمايد: هر يك از ايشان، بيش از كسى كه بر زجر پوست كندنِ درختِ خار با دست خالى در شبِ تاريك يا نگهدارىِ آتش سوزانِ چوبِ درختِ تاغ دركفِ دست صبر مى كند، در ديندارى خود استقامت مى ورزد. به راستى كه آنان چراغ هاى هدايت در شب هاى ظلمانى هستند.

امام جعفر صادق (ع) نيز فرمود: هركس بخواهد در شمار منتظران حقيقى آن عدلِ منتظَر باشد، بايد پارسايى پيشه كند و متخلَق به مكارم اخلاق گردد







انتظار منفى، برداشت قشرى و سطحى از مهدويت است .
اين گونه افراد می گویند، آن گاه كه صلاح به نقطه صفر برسد، حق وحقيقت طرفدارى نداشته باشد، باطل يکه تاز ميدان شود، جز نيروى باطل، نيرويى حكومت نكند وفرد صالحى در جهان يافت نشود، دست غيب از آستين بيرون مى آيد .
با وجود اين، هر اصلاحى محكوم است، زیرا هر اصلاح، يك نقطه روشن است وتا در اجتماع، نقطه روشنى هست، دست غيب ظاهر نمى شود . برعكس، هرگناه وفسادى، ظهور را نزديك مى سازد
.
پس بهترين كمك به تسريع در ظهور بهترين كل النتظار، ترويج واشاعه فساد ريا حداقل، سكوت در برابر فساد و حكومت هاى ظالم است.
اين گروه، طبعاً به مصلحان ومجاهدان آمران به معروف وناهيان از منكر، با نوعى بغض وعداوت مى نگرند، زیرا آنان را تأخيراندازان ظهور وقيام مهدى موعود(ع) مى شمارند.
اين نوع برداشت از النتظار، منجر به نوعى تعطيل شدن حدود و مقررات اسلامى مى شود و بايد نوعى اباحی گرى شمرده شودكه به هيچ وجه با موازين اسلامى و قرآنى موافقت ندارد.
البته اين گروه به جهت بد فهمى از برخى روايات به چنين اشتباهى افتاد ه اند. آن ها می گويند: در روايت آمده است: خداوند زمين را پر از قسط وعدل می كند، پس از آن كه از ظلم وجور پر شده باشد
كه توضيح اين روايت را در النتظار مثبت آورده ايم 



النتظار مثبت، نقطه مقابلِ انتظار منفى است .
اين گروه معتقدند: ظهور حضرت مهدى (ع) حلقه اى است از حلقه هاى مبارزه اهل حق وباطل كه به إنت پیروزى اهل حق منتهى مى شود .
سهيم بودن يك فرد در اين سعادت، موقوف به اين است كه آن فرد عملاً درگروه اهل حق باشد. در روايت آمده است: یملا ء الله به الارض قسطاَ وعَدلأ بعد ما مُلِئَت ظلما وجورا, خداوند، زمين را پر از عدل وداد می كند، پس از آن كه از ظلم وجور پر شده باشد .
در اين حديث، تكيه بر روى ظلم شده وسخن ازگروه ظالم است كه مستلزم وجود گروه مظلوم است و مى رساند كه قيام مهدى (ع) براى حمايت مظلومانى است كه استحقاق حمايت دارند. شيخ صدوق روايتى از امام صادق (ع) نقل می كند مبنى بر اين كه، اين امر تحقق نمى پذيرد، مگر اين كه هر يك از شقى و سعيد به نهايت كار خود برسد .
پس سخن در اين است كه گروه سعدا و اشقيا هركدام به نهايتِ كار خود برسند، سخن در اين نيست كه سعيدى دركار نباشد وفقط اشقيا به منتها درجه شقاوت برسند كه در انتظار منفى آمده است.
از نظر روايات اسلامى در مقدمه قيام وظهور امام (ع)، يك سلسله قيام هاى ديگر از طرف اهل حق صورت می گيرد. آن چه به نام قيام يمانى قبل از ظهور بيان شده است، نمونه اى از اين سلسله قيام هاست. (1)
پس انتظار مثبت، انتظارى است كه در آن، هر فرد نسبت به خود وجامعه مسؤول است. اين انتَظار، تعهد آفرين وتحرَك بخش است ونوعى عبادت شمرده مى شود.

در روايات مربوط به انتظار، عبارات ا فضل الاعمال وافضل العبادة بسيار به كار رفته ست.
پیامبراكرم(ص) فرمود: افضل العبادة انتظار الفرج(1) و در حديث ديگرى مى فرمايد:
افضل اعمال امتی انتظار فرج من الله (2)اين مضمون دراحاديث بسيارى واردشده است:امير مؤمنان على(ع) مى فرمايد:افضل العباده الصمت و انتظا رالفرج برترين عبادت، سكوت )از بيهوده گويى( وانتظار فرج است.
امام سجاد(ع) نيز فرمود:انتظار فرج از برترين اعمال است.
وامام جواد(ع) فرمود: برترين عمل شيعيان ماانتظار فرج است.

خال زيباي جمال دلربايت را بنازم
بوي عطر جانفزاي خاك پايت را بنازم
گرچه سرو ناز نازد بر قدو بالاي نازش
سرو نازم ناز كم كن نازهايت را بنازم
دردمندم از فراقت اي طبيب دردمندان
هم غم درد فراق و هم دوايت را بنازم
اي صفاي هر مصفا مهدي زيباي زهرا(ص)
از صفاي قلب مي گويم صفايت را بنازم
گر بلا بارد چو باران بر سرم در راه وصلت
فاش مي گويم حبيبا من بلايت را بنازم
من گدايم من گدايم بر در گدايان در تو
عزت و جاه وجلال هر گدايت را بنازمامام صادق (ع)
